|
مرکزICTروستای گل سلیمان آبادمیاندوآب اطلاع رسانی وپژوهش در حوزه آی سی تی روستائی |
پیغام مدیر:
به وبلایگ ICTGOLSOLEIMANABAD خوش آمدید امیدوارم مطالب این وبلایگ مورداستفاده شما قرار گرفته باشدلطفا با نظرات خود ما را در بهتر شدن این وبلایگ یاری فرمائید. باتشکر

كد لينك به ما :
ساعت و تاريخ
موضوعات
مرداد 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
آمار بازدید : نفر
افراد آنلاين : نفر
پیروزی انقلاب اسلامی ( اخبار )
دهه فجر گرامي باد اين قدرت الهي بود كه طاغوت را شكست انقلاب ما انفجار نور بود

نوشته شده توسط رستم زاده در دوشنبه 1385/11/23
لينك مطلب
دربيستوهشتمين سالگردپيروزي شكوهمندانقلاب اسلامي انجام شد، ( اخبار )
بیست و هشتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ( اخبار )
نوشته شده توسط رستم زاده در شنبه 1385/11/14
عاشقان سیدالشهداء ( صداقت )
مناقصه نگهداری وبهره برداری مراکز تلفنی کم ظرفیت وکارگزاری،تصدی واداره دفاترICT روستائی جنوب،شمال وم ( اخبار )
شرکت سهامی مخابرات استان آذربایجان غربی لطفا برای دریافت اطلاعات بیشتر و اسناد مناقصه فایل زیر را داونلود کنید:فایل
آگهی مناقصه عمومی
مناقصه گزار : شرکت سهامی مخابرات استان آذربایجان غربی به آدرس ارومیه خیابان ارتش
موضوع مناقصه شماره مناقصه تاریخ مبلغ سپرده شرکت در مناقصه(بریال)
نگهداری مراکز تلفنی کم ظرفیت شمال استان ک/140/85 26/10/85 29000000
کارگزاری،تصدی واداره دفاتر ICT روستائی شمال استان ک/141/85 26/10/85 18000000
نگهداری مراکز تلفنی کم ظرفیت جنوب استان (با محوریت مهاباد) ک/142/85 26/10/85 22000000
کارگزاری،تصدی واداره دفاتر ICT روستائی جنوب استان (با محوریت مهاباد) ک/143/85 26/10/85 13000000
نگهداری مراکز تلفنی کم ظرفیت جنوب استان (با محوریت میاندوآب) ک/144/85 26/10/85 28000000
کارگزاری،تصدی واداره دفاتر ICT روستائی جنوب استان (با محوریت میاندوآب) ک/145/85 26/10/85 17000000
نگهداری مراکز تلفنی کم ظرفیت مرکز استان ک/146/85 26/10/85 27000000
کارگزاری،تصدی واداره دفاتر ICT روستائی مرکز استان ک/147/85 26/10/85 16500000
موضوع مناقصه دو مرحله ای : نگهداری وبهره برداری مراکز تلفنی کم ظرفیت وکارگزاری،تصدی واداره دفاترICT روستائی جنوب،شمال ومرکز استان با تامین کلیه مصالح ولوازم مورد نیاز.
مهلت خرید اسناد مناقصه : از تاریخ 27/10/85 تا تاریخ 8/11/85
مهلت تحویل اسناد مناقصه : تا پایان وقت اداری روز چهارشنبه مورخه 18/11/85
تاریخ بازگشائی پاکت های الف و ب : ساعت 14 روز دوشنبه مورخه 23/11/85
تاریخ بازگشائی پاکت ج : پس ازارزیابی فنی،مالی ، بازرگانی و تعیین صلاحیت شرکت کنندگان در مناقصه
شرایط شرکت کنندگان : مطابق با موضوع فعالیت شرکت طبق اساسنامه
طریق تهیه اسناد مناقصه :
روش اول : واریز مبلغ 50000 ریال به حساب سیبا شماره 2174790007003 بانک ملی ایران به نام سهامی مخابرات استان آذربایجان غربی و ارائه آن درساعات اداری به اداره تدارکات این شرکت به آدرس ارومیه خیابان ارتش ساختمان مرکزی مخابرات طبقه پنجم اتاق534
روش دوم : مراجعه به سایت اینترنتی این شرکت به آدرس www.tcwa.ir و اخذ آن بصورت رایگان
محل تحویل اسناد : دبیر خانه این شرکت به آدرس ارومیه - خیابان ارتش – ساختمان مرکزی مخابرات -طبقه دوم اتاق 222، در صورت نیاز جهت اطلاعات بیشتر با شماره تلفن 2913534 اداره تدارکات این شرکت تماس حاصل و یا به آدرس اینترنتی این شرکت مراجعه فرمائید.
توجه :
نوشته شده توسط رستم زاده در پنجشنبه 1385/11/05
ماه محرم ( اخبار )
عبرتهاي
عاشورا
ما امروز يك جامعه اسلامى هستيم. بايد ببينيم آن جامعه اسلامى چه آفتى پيدا كرد كه كارش به يزيد رسيد. چه شد كه بيست سال بعد از شهادت اميرالمؤمنين(ع) در همان شهرى كه ايشان حكومت مى كرد سرهاى پسران اميرالمؤمنين(ع) را بر نيزه كردند و در آن شهر گرداندند! كوفه همان جايى است كه اميرالمؤمنين(ع) توى بازارهاى آن راه مى رفت, تازيانه بر دوش مى انداخت و مردم را امر به معروف و نهى از منكر مى كرد. فرياد تلاوت قرآن در آناء الليل وأطراف النّهار, از مسجد و تشكيلات آن بلند بود. اين همان شهر است كه حالا دخترها و حرم اميرالمؤمنين(ع) را به اسارت در بازار آن مى گردانند. چه شد كه ظرف بيست سال به اين جا رسيدند؟ جواب, اين است: رسيدند كه يك بيمارى وجود دارد كه مى تواند جامعه اى كه در رأس آن كسى مثل پيغمبر اسلامْ و اميرالمؤمنين(ع) بوده است را در ظرف چند ده سال به آن وضعيت برساند. پس اين يك بيمارى خطرناكى است و ما هم بايد از اين بيمارى بترسيم. امام بزرگوار ما اگر خود را شاگردى از شاگردان پيغمبرْ محسوب مى كرد, سرفخربه آسمان مى سود. افتخار امام ما كجا و پيغمبرْ كجا؟ جامعه اى را كه پيغمبرْ ساخته بود, بعد از مدت چند سال به آن وضع دچار شد و لذا جامعه ما خيلى بايد مواظب باشد كه به آن بيمارى دچار نشود. عبرت اين جاست. ما بايد آن بيمارى را بشناسيم و آن را يك خطر بزرگ بدانيم و از آن اجتناب كنيم.
از بيانات مقام معظم رهبرى (مدظله العالى)
در ديدار با نيروهاى مقاومت بسيج
13 محرّم 1413
نوشته شده توسط رستم زاده در پنجشنبه 1385/11/05
محرم ( صداقت )
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَبا عَبْدِ اللَّهِ وَعَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِكَ عَلَيْكَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقيتُ وَ بَقِىَ اللَّيْلُ وَالنَّهارُ وَلا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِيارَتِكُمْ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَعَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَعَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَعَلى اَصْحابِ الْحُسَيْنِ
نوشته شده توسط رستم زاده در پنجشنبه 1385/11/05
محرم ،ماه ایثارو از جان گذشتگی است! ( اخبار )
نميدانم تو را در ابر ديدم يا كجا ديدم
به هر جايي كه رو كردم فقط روي تو را ديدم
تو را در مثنوي، در ني، تو را درهاي و هو، در هي
تو را در بند بند نالههاي بي صدا ديدم
تو مانند ترنم، مثل گل، عين غزل بودي
تو را شكل توسل، مثل ندبه، چون دعا ديدم
دوباره ليله القدر آمد و شوريدگيهايم
تب شعر و غزل گل كرد و شور نينوا ديدم
شب موييدن شب آمد و موييدن شاعر
شكستم در خودم از بس كه باران بلا ديدم
صدايت كردم و آيينهها تابيد در چشمم
نگاهم را به دالان بهشتي تازه وا ديدم
نگاهم كردي و باران يكريز غزل آمد
نگاهت كردم و رنگين كماني از خدا ديدم
تو را در شمعها، قنديلها، در عود، در اسپند
دلم را پرزنان در حلقه پروانهها ديدم
تو را پيچيده در خون، در حرير ظهر عاشورا
تو را در واژههاي سبز رنگ ربنا ديدم
تو را در آبشار وحي جبرائيل و ميكائيل
تو را يك ظهر زخمي در زمين كربلا ديدم
تو را ديدم كه ميچرخيد گردت خانه كعبه
خدا را در حرم گم كرده بودم، در شما ديدم
شبيه سايه تو كعبه دنبالت به راه افتاد
تو حج بودي، تو را هم مروه ديدم، هم صفا ديدم
شب تنهاي عاشورا و اشباحي كه گم گشتند
تو را در آن شب تاريك، «مصباح الهدي» ديدم
در اوج كبر و در اوج رياي شام ـ اي كعبه ـ
تو را هم شانه و هم شان كوي كبريا ديدم
دمي كه اسبها بر پيكر تو تاخت آوردند
تو را اي بيكفن، در كسوت آل عبا ديدم
دليل مرتضي! شبه پيمبر! گريه زهرا(س)
تو را محكمترين تفسير راز «انما» ديدم
هجوم نيزهها بود و قنوت مهربان تو
تو را در موج موج ربنا در «آتنا» ديدم
تو را ديدم كه داري دست در دستان ابراهيم
تو را با داغ حيدر، كوچه كوچه، پا به پا ديدم
تو را هر روز با اندوه ابراهيم، همسايه
تو را با حلق اسماعيل، هر شب همصدا ديدم
همان شب كه سرت بر نيزهها قرآن تلاوت كرد
تو را در دامن زهرا(س) و دوش مصطفي(ص) ديدم
تنور خولي و تنهايي خورشيد در غربت
تو را در چاه حيدر همنواي مرتضي ديدم
سرت بر نيزه قرآن خواند و جبرائيل حيران ماند
و من از كربلا تا شام را غار حرا ديدم
به يحيي و سياوش جلوه ميبخشد گل خونت
تو را اي صبح صادق با امام مجتبي (ع) ديدم
تو را دلتنگ در دلتنگي شامي غريبانه
تو را بيتاب در بيتابي طشت طلا ديدم
شكستم در قصيده، در غزل،اي جان شور و شعر
تو را وقتي كه در فرياد «ادرك يا اخا» ديدم
تمام راه را بر نيزهها با پاي سر رفتي
به غيرت پا به پاي زينب كبري تو را ديدم
دل و دست از پليديهاي اين دنيا شبي شستم
كه خونت را حناي دست مشتي بي حيا ديدم
چنان فواره زد خون تو تا منظومه ي شمسي
كه از خورشيد هم خون رشيدت را فرا ديدم
مصيبت ماند و حيرت ماند و غربت ماند و عشق تو
ولا را در بلا جستم، بلا را در ولا ديدم
تصور از تفكر ماند و خون تو تداوم يافت
تو را خون خدا، خون خدا، خون خدا ديدم
سروده شد در شب اول محرم سال 1385
نوشته شده توسط رستم زاده در پنجشنبه 1385/11/05
مطالب پیشین
![]()
کپی برداری از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز میباشد .
All Rights Reserved 2005-2006 © by
ictgolsoleimanabad.blogfa.com
The Template Designed By Loghman Avand @
www.irlearn.com
